جا مانده است..
-
تاریخ: 1404/9/9 ساعت: 18:47
حس میکنم دیگه بعد شنیدن این اپیزود آخر رختکن بازنده ها آدم قبلی نمیشم.. طفلی ریحان نوشته شده در دوشنبه دهم دی ۱۴۰۳ ساعت 15:35 توسط ثین میم | امیدوارم هیچ وقت فاش نشوم چون باعث می شود واقعی ننویسم
کوه سپید پای در بند
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 13:48
امروز کوه استرس بودم...اول- آرامش عید و چهارده روز تعطیلی دیروز با تماس همگروهیم قیچی شد فهمیدم همه چی شروع شده، بابام گردن درد بدی گرفت اومدم رو گردنش کمپرس آبگرم بذارم دیدم پایین گردنش نزدیک تخاعش ورم کرده.. هر سناریویی که فکر کنین از ذهنم گذشت تو گوگل سرچ کردم از چت جی پی تی پرسیدم بدتر استرس گرف...
my head is under the water
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 14:31
نمیدونم چی میشه .. پر از ترسم .. آبنده برام تبدیل شده به یه جاده ی دراز.. انگار تا سه چهار سال دیگه رو میبینم ولی جلو پام رو نه .. تو هر مسیری که میخوام و باید قدم بذارم برام تاریک و گنگ میشه و ترسناک.. بعد آینده برام تغییر شکل میده ... جالبیش اینجاست که همه این مسیرهای ناهموار باهام راه نمیان .. یه...
اول دوم سوم.....بی نهایت
-
تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 8:06
اول- از لحاظ فیزیکی خیلی خستم .. خوابم میاد .. مدت هاست درست نخوابیدم.. از پشت کامپیوتر نشتن زیاد همیشه یه جام درد میکنه یا کمرم یا مچ دستم یا استخون دنبالچم.. بعد به خودم میگم اشکال نداره تو هدف داری.. باید زودتر بری .. همین رفتن هم بار میشه رو دوشم..دوم- با میم که میریم بیرون هر چی میبینیم نمیخریم...
کامل ناکامل از عشق سالهای وبا
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 21:29
خود او در آن زمان مثل پرندهای بود که یک بالش شکسته شده باشد، گیج و گنگ برجای مانده بود، مصمم بر اینکه همه چیز را به هم بریزد و عوض کند، میخواست هر چیز دیگری را در زندگی از یاد ببرد و فراموش کند که... Adblock test (Why?)
غریبههای عجیب آشنا
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 15:42
دیشب خواب دیدم تحصیلی رفتم کانادا، انگار دو ماهی باید تنها میرفتم سرکلاسا و جا میفتادم تا میم هم بیاد کانادا، وسط کلاس بغضم گرفت دلم میخواست فارسی حرف بزنم یه خانومه اومد گفت منم ایرانیم، بعدشم یه زوج اومدن گفتن ما هم ایرانی ایم، آروم شدم.. کلاساش شبیه کلاسای دبیرستانم بود ولی به حیاط خلوت راه داشت،...
deep deep down
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 12:38
خیلی روزای بدین... هم مجبورم فشرده دفاع کنم هم حس میکنم دنیا داره فروپاشی میکنه.. هم مچ دستم درد میکنه .. هم استادم به خودش زحمت نمیده بره ایمیلشو چک کنه لاقل طرحمو تایید کنه ... هم حموم لازمم ولی فردا چون باید برم مراسم ختم یکی از آشناها نرفتم که فردا تمییز باشم .. از اون وقتاس که خیلی مودم پایینه....
مرداب درون گرایی
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 12:38
اول- حس میکنم مهارت برقراری ارتباط توی من داره به شدت افت میکنه.. دیروز داشتم رانندگی میکردم یه آقایی به خاطر اینکه من بتونم رد شم دنده عقب گرفت، شیشه سمت خودم پایین بود، شیشه سمت اونم پایین بود، بهم سلام کرد عوض تشکر و جواب سلام، نگاهش کردم رفتم! وات د فاز واقعا؟؟ از اون روزاست دلم میخواد کارمو عوض...
I don't wanna talk right now,.. I just wanna watch TV
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 18:50
چشام به زور باز میشن، خوابم میاد، زانوهام تو اتوبوس درد گرفتن، دلم نمیخواست بیام، بعد از ۵ سال بی خبری یکی بهت زنگ بزنه بگه میشه خواهش کنم بیای عروسیم؟ .. دلم براش سوخت .. جمعه ساعت ۴ پروژه رو فرستادم ساعت یازده شبش این من بودم که داشتم از پله اتوبوس میرفتم بالا .. حالا هم که چشمامو باز کردم اون درخ...
این حال خوب رو یادت بمونه واسه روزای سخت
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 18:50
امروز بالاخره حالم خوبه، دارم قشنگ تغییر طبیعت رو حس میکنم، هنوز برگا زرد نشدن ولی نور کم زور پاییزه که میریزه تو خونه، صبحها دقیقا شبیه صبحهایین که مدرسه داشتم و هر روز یه های فایو به خودم میدم که نه مدرسه دارم نه دانشگاه، که البته مدتی نمیگذره که پایان نامم یه سقلمه میزنه بهم لود شدن صفحه جیمیل یا...
گذشتن و رفتن پیوسته
-
تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 22:49
امسال خیلی کار کردم ولی پول خوبی نگرفتم .. بد نیستا ولی در برابر این حجم از خستگی و فشار کاری کمهاصلا سیاست کاری ندارم.. بلد نیستم با آدما حرف بزنم .. باید بیشتر رو خودم کار کنم Adblock test (Why?)
super woman
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 20:57
خیلی خستم، کار آزاد این بدی رو داره که یه وفتایی هست جز انجام دادن کار و تموم کردنش هیچی حالتو خوب نمیکنه ولی حقیقتا نای انجام دادن کار رو نداری و از لحاظ روحی و جسمی خیلی خسته ای! بعد با خودت میگی این انتخابت بود دیگه، بزرگ شدن خیلی درد داره! دلم میخواد روح و روانم از بدنم بیاد بیرون، همو بغل کتیم ...
رواندرمانی وسط جنجالای پایان نامه!!
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 18:52
چرا باید وسط مقاله خوندن به یاد عمم بیفتم؟ در حالیکه به خودم قول دادم تا این بخش مقاله رو تموم نکردم ناهار نخورم؟؟اینکه دارم مقاله انگلیسی رو بلند بلند میخونم و تصور میکنم دختر عمم داره ازم تعریف میکنه پیش عمم.. اینکه عمم بهش میگه تو چرا نتونی؟اینکه هیچوقت یادم نمیاد عمم ازم تعریف کرده باشه، به غیر ...
انگار سالها پیش "او" را زندگی کرده ام
-
تاریخ: 1402/2/6 ساعت: 21:18
به مرحله ای رسیدم که کارهای تکراری باید انجام بدهم، بدون فکر و بدون تمرکز، رمان صوتی دزیره را توی گوشم پخش کرده ام.. آخرین دیدار دزیره و ناپلئون رو به روی پرچین پر گل را تصور میکنم که کنار هم نشسته اند، ناپلئون شمشیر واتربلو را به او می دهد و میگوید آخر تو مسابقه را بردی! مسابقه دویدنشان سال ها زمان...
نسیم خوش رنگ بو لا به لای افکارم!
-
تاریخ: 1402/2/6 ساعت: 21:18
پست یکی مونده به آخرم رو میبینم، اصلا یادم نمیاد چی شده که نوشتمش! چه اتفاقی افتاده برام که فکر کردم با خودم مسئولیت مردن راحت تر از بودن و زندگی کردنه، اما امروز در این لجظات که دستم رو کیبورد میلغزه، احساس خوشبختی میکنم، حتی حس میکنم رها شدم، حس میکنم بیشتر از اون چیزی که فکر میکنم باهوش، حوشگل، ق...
بودن یا نبودن مسئله اینست!
-
تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 18:27
به سختی از خواب بیدار میشم، به سختی از رخت خواب دل می کنم، به سختی کار میکنم، به سختی حتی دست و پا میزنم! نمیدونم چی میشه.. نا امیدم.. له و داغون! از زنگ گوشم بدم میاد! دلم میخواد وقتی زنگ میخوره پرتش کنم بخور تو دیوار بشکنه!!!از اون وقتاست که مسئولیت زندگی کردن برام سخت تر از مرگ شده! Adblock test ...
-
تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 15:16
احساس ترس، خشم، غم، عشق، دوباره ترس، سرخوردگی و تنهایی همه با هم به سراغم اومدن..
به وقت اولین دقایق 9 مرداد
-
تاریخ: 1401/5/27 ساعت: 13:16
قشنگی دنیا به اینه که سیاه سفید نیست! در حال حاضر حس میکنم یه سوپر هیرو ام که از پس همه ی مشکلات نرم افزاری برمیاد...
معنای زندگی ای که گمش کردم....
-
تاریخ: 1401/2/3 ساعت: 11:24
دیروز بعد اینکه پست قبلی رو گذاشتم با جسد بی جان و خونی یه غریبه مواجه شدم که خودشو از طبقه ی چهارم یک ساختمان مسکونی تو اندرزگو انداخته بود.. سنشو نتونستم تشخیص بدم ولی موهاش رو رنگ کرده بود پیچیده بودشون .. لباس آّبی تنش بود و من وقتی از کنارش رد شدم تنها چند دقیقه از افتادنش می گذشت ... هنوز تو ش
بماند به خاطره
-
تاریخ: 1401/2/3 ساعت: 11:24
یادت باشه چهارشنبه سوری 1400 رو به شاد ترین حالت ممکن پشت سر گذاشتی.. به استرس یه هفته ای خاتمه دادی و از نتیجه ی پروژه راضی .. روز های شادی داری و نمیخوای خودتو به کسی اثبات کنی... Adblock test (Why?)